سکوت - √ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
راه
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٥/۳۱
 

گاهی بر سر دو راهی می مانم .

راه اول !

یا راه دوم !

 

راه اول با کفشش آهنین

دومی با چتر نجات

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
سکوت!!!!!!!
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٢/٢٥
 

می خواهند سکوتم را بشکنند اما نمیتوانند .

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

الکی مثلا منم سکوت کردم

یعنی میخواستم غیر مستقیم چیزی بگم نشد

خجالتفرشته

.

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

.

 

قیافم عوض نشده؟!!!! نیشخند

اره منم رفتم قاطی مرغااااااااااا

خجالت

خجالت

خجالت

خجالت


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
شیشه
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٢٦
 

نمی دونم چرا از هر شی شیشه ای که خوشم میاد چرا یه بلایی سرش میاد!!گریه


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
بعضی ها
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱
 

خیلی دوست دارم به بعضی ها با صدای بلند بگم

اون فیلمی که داری بازی میکنی، من کارگردانشم


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
انکار
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٩/۱
 

اگر دیدید آدم های بزرگ (به ظاهر بزرگ) خطای بزرگی کردن تعجب نکنید

کسی که خود را استاد در یک علم می داند  حس میکند که در جایگاهی قرار گرفته که حتی خدا را هم میتواند انکار کند


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
خاویار
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/٢٧
 

مامان از بیرون اومد.گفت:

برات خاویار خریدم.

من :بغل

کچاست . این که کمپوت اناناسه

- نه اون یکی

اونم که بادمجونه

-اره دیگه -خاویار بادمجون

منابروابروابروابروابروابروابروابروابروابروابروابروابروابروابروابرو

-----------

بادمجون کلی حال کرد .سطحش رفت بالا نیشخندچشمک


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
گل -گاو
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/٤/۱۳
 

گل گاو زبان که میگن یه فحشه !؟ابرو

یا وقتی میخوایم یک گل بی ادب رو خطاب کنیم ،میگیم چشم

گاهی اوقات میشه به بعضی ها که زیاد حرف میزنند با دست اشاره کرد و گفت: گل گاو زبان من

خیلی ظریف باید بگیم که فقط گل رو بشنوند چون اگر گاو را بشنوند و دیگر هیچ ...

----------------

ظریف در جمله ی بالا هیچ ربطی به سیاست ندارد. الکی مارو قاطی این بازی ها نکنید


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
تب وبلاگ
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٢
 

گاهی اوقات شروع میکنم به چرخ زدن در وبلاگ های دوستان که مدتی یا مدت ها قبل لطف کردند و نظر گذاشتند اما متاسفانه دوستان قدیمی اکثرا کرکره را پایین کشیدند یا مدت هاست که ننوشتند یا در عملیاتی انتحاری وبلاگ را نابود کردند .

هرچه هست از گور فسبوک است و بس

مسئولین بجای رسیدگی خودشون رفتن قیسبوک

مسئولین محترمه فاقد فیسبوک ، رسیدگی بفرمایید چشمک


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
یک حس تنهای تنها
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۱٠/٢٠
 

خوشبختی !!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

وقتی حس کنم که خوشبختم


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
خاطره
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٩/۱
 

در حال شستن لیوانم بودم

با خودم فکر میکردم

سی سال  بعد به لیوان نگاه میکنم

و یاد خاطرات قدیم می افتم

لیوان از دستم افتاد

و شکست


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
آرامــــــــش
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٥/۱٥
 

سه چیز ارامش بخش

خانه   فرشته

              همسر   خجالتخجالتخجالتخجالت   

                                شب   ابرومتفکر

 

فعلا از آخریه راضیم (به شرط روشن بودن کولر) (Full)بغل

 

پی نوشت : گزینه ی دوم ممکنه آرامش قبل از طوفان هم باشه

پی نوشت 2 : یادم باشد به موقع پی نوشت یک را حذف کنم


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
من همانم
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٥/٧
 

من همانم که روزهای افتابی را دوست دارد
من همانم که دوری تو را تاب ندارد
من همانم که دلم برای بودن تو تنگ میشود
در روزهای برفی
من همانم که جز شعار چیزی نگفته
من همانم که قدر تو را میداند
فقط در شب های قدر !


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
سکوت طبیعت (2)
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٤/۱۳
 

عکس ها رو در طول مدت  یک سال اخیر با مویایل گرفتم.


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
یک مرد اومد یکی دیگه رفت
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٦
 

هشت نفر رقابت رو شروع کردند.

شش نفر رقابت اصلی رو اغاز کردند .

یکی برنده انتخابات شد .

مثل همه جای دنیا و به درستی پنج نامزد دیگر پیام تبریک فرستادند و ارزوی موفقیت .

چرا پنج نامزد دیگر انتخابات را زیر سوال نبردند؟

چرا کسی نگفت تقلب شده؟

چرا گروه دیگری شادی مردم را خراب نکردند؟

چرا کاندیدای دیگر همراه با هواداران به خیابان ها نریختند؟

چرا نفر دوم انتخابات که نصف نفر اول هم رای نیاورد ، نفر اول را به تقلب متهم نکرد؟

چرا هر کس رییس جمهور می شود مخالف ترین شخص به رییس جمهور قبلی است؟

 

به قول فونبالیها هم لیگمان حرفه ای شده هم بازیکنان

-----------------

چهار سال پیش همین اتفاق افتاد و نفر اول دو برابر نفر دوم رای اورد . اما مملکت شش ماه در اشوب فرو رفت.

-------------

بعد از هشت سال ریاست جمهور اقای هاشمی شخصی مخالف به نام اقای خاتمی ریاست جمهور شد و بعد از هشت سال شخصی مخالف اقای خاتمی به نام اقای احمدی نژاد رییس جمهور شد و اما بعد از آن مرد شخصی مخالف به نام اقای روحانی رییس جمهور شد .

------------

امیدوارم رییس جمهور اینقدر خوب عمل کند که باز چهارسال یا هشت سال دیگر مخالف ترین شخص ،رییس جمهور بعدی نشود

------------

بعد نوشت :!!!

اما خواهیم دید که باز دعوای اصلاح طالب و اصولگرا تا ابد ادامه خواهد یافت و بیچاره ما مردم

 

 

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
ذهنم شلوغ است
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/۱٥
 

ذهنم شلوغ است .

اما حاضر نیست این شلوغی را به کاغذ بسپارد .

شاید روزی دل کند

و کاغذ صاحبش شد.


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
ماست
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۳/٢
 

روی ماست که دقیقا میدونید چیه

قبلا بعضی هاااااااا که ماست می بستن، روی ماست، یک دستمال کاغذی میزاشتن تا چربی به اون بچسبه و یک روی ضخیم درست بشه.

 

اون ماسته که رو داره تو دیگه روی ماست رو سفید کردی

بیا برو انصراف بده .

 

آرا باطله بیشتری  از تو رای میاره هاااااا .

بازم ضایع میشی

ما نخوایم اقتصاد مملکت درست بشه کی رو باید ببینیم

ما نخوایم تو رو رو ببنیم کی رو باید ببینیم

 

...........

بعد نوشت :

یک پست قدیمی دارم که فکر میکنم بد نباشه

کاندید یا کاندیدا


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
فاقد شعور
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٢/۱٦
 

دلم میخواد جفت پا برم تو صورت بعضی ها که وقتی باهاشون حرف میزنی وســـــــــــط حرفات برمیگردنو با یکی دیگه صحبت میکنند (بعضی ها تو خونٍـــــشونه ، بچه هاشون هم این جوری میشن) :)

 

----------------

در یک متن بی شعور را این چنین ترجمه کرده بودند

 without brain


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
عیدتون حماسی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۱/۱٦
 

سال نو مبارک .

ان شا الله که سال خوبی داشته باشید.

_______________________________________

بنر ها زیاد شده . سخنرانی ها هم زیاد شده .

همشون هم میدونن که الان موقع تبلیغ نیست .

ولی خوب کسی که تبلیغ نمیکنه !!!!

همه یادشون اومده که الان موقع سخنرانیه.

نمیدونم چرا ! هر چهار سال یکبار خوزستانی ها یاد خوزستان میکنند و برنامه پشت برنامه ، سخنرانی پشت سخنرانی

چه تنوع لباسی , لباس محملی

چه مرد شریفی ، اقا جبهه بودیم ما . بیا ببین با چفیه هم عکس انداختیم

اقا ما که اخره ولایت مداریم .نگاه کن ببین با همه ی علما عکس سه در چهار انداختیم .

مدرک , چندتا ارشد و دکترا دارم . صبح تا شب داشتم خدمت میکردم و شب تا صبح درس میخوندم . دانشگاه که وقت نمیخواد .مخصوصا دکترا

--------------------------------------------------

اقایون یادتون باشه بعد از انتخابات سخنرانی بزارید  تا از رهنمود های ارزشمند شما در مملکت داری استفاده کنیم .

هر کس رو هم میزارید شهردار حتما نیتش این باشه که کاندید ریاست جمهوری بشه وگرنه کووووووووووووو کار

لطفا از جمله تهـــــوع آور احساس تکلیف میکنم استفاده نفرمایید


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
ارغوانی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
 

زود گذشت.

فکرش را هم نمیکرذم

روزگارم یه این راحتی پرپر بشه

 

هر روزم یک رنگ شده

یک روز ارغوانی

روز بعد سفید

و روز بعد ...

سفید رو دوست ندارم

با یک نقطه زشت میشه

 

ارغوانی بهتره

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
استاد ، خسته نباشی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/۱۸
 

هفته ی پیش یک لیست اسامی کامل شده به استاد داده بودند .

آخر کلاس بود .

ما هم چند بار خسته نباشید گفتیم تا قبول کرد کلاس رو تموم کنه

نوبت به حضور و غیاب رسید


یکی گفت : فردا عیده ، عیدی نمیدین

استاد : آآآآآآ م

یکی گفت :حاضریه ی همه رو بزنید

استاد : لیست جدید دادن کلا سفیده ، ههههههه

لیست رو به یک نفر داد تا حاضری بزنه . اون هم لیست رو به من داد

لیست سفید

پنجاه تا اسم

دستم درد گرفت .

250 تا تیک زدم

روز اول که استاد هم نیومده بود همه تیک خورده بودن .هههه

چهره  استاد بعد از دیدن لیست


 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
سکوت طبیعت
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٧
 

عکس ها رو پاییز 90 گرفتم .

این صوت رو هم برای پس زمینه ی یک پروژه درسی ساخته بودم که بد نیست.

صدای طبیعت که  از شب شروع میشه و به صبح میرسه

دانلود


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
یک روز صبح ساعت 6
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٦/۱٠
 

ظاهرا در زودپز (آرام پز) زندگی میکنیم و خودمان نمی دانیم ( میدانیم)

 

 عجب تنوع اب و هوایی داریم!!!!!!!!!!

 

10 شهریور 1391

اندازه گیری دما در ساعت 6 صبح


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
المپیک
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٥/٢٠
 

عجب المپیکی شده . چقدر سوتی میدهند . سایت المپیک که دیگه شاهکاره .

 اینجوری به خودمون امیدوار میشیم .

بازی خانم حاجی پور رو دیدید ! داورا در حده المپیک سوتی میدادند .مربی ایران به 3 امتیازی که به اشتباه به حریف دادند اعتراض کرد و داور ها قبول کردنند بعد بجای اینکه از حریف 3 امتیاز اشتباه رو پاک کنند 3 امتیاز به ایرانی دادند و شروع بازی دوباره اعتراض و  حذف 3 امتیاز از ایران و شروع بازی و باز اعتراض و حذف 3 امتیاز از حریف . همون اول 3 امتیازی که به حریف داده بودند پاک می کردند .

سوتی ها به مجری های ما هم رسیده .

مجری : بازی فینال تکواندو  اگر معتمد فینال رو از دست بده برنز میگیره .

منم شک کردم شاید شیوه جدید مدال دادن اینجوری شده .

 

مجری: بازی فینال المپیک سیدنی رو می بینید .

 

مجری : .....

امروز هم که افتادند روی خط باخت 

-----------------------------------------------------------------

 

 

شهادت مولا علی (ع) را تسلیت عرض میکنم

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
اطلاعیه فوری فوتی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/۸
 

مثل همیشه هر از چند گاهی یکی از جانبازان عزیز به شهادت می رسند .

ولی عجیب تر از همه  این بود که، در این چند ماه اخیر هر وقت تلویزیون اعلام میکرد، اسم شخص ، احمد بود .

جانبازان عزیز حواسشان باشد جناب عزرائیل به اسم احمد حساس شده اند.

گوش بزنگ باشم حساسیت جناب عزرائیل به صادق ها دیرتر برسد .


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
نیمه پر لیوان
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/۱
 

سپاس از این که گرد و غبار را افریدی

تا دمای هوای شهرمان را از 50 به 40 برسانی

تا دیگر سیب زمینی نیم پز باشیم تا به موقع سرخ شویم

( سرخ کرده ضرر دارد بهتر است پخته بخورید)


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
التماس فاتحه
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٦/٢
 

 

سنگ قبر همایونی مارا متالیک سیا بزنید .

یک پالیش اساسی هم بزنید چشم پر کن

در این دنیا ریا نکردیم لااقل آنجا ریایی کنبم

دورش را روغن بریزید تا هر کس عبور میکند لیز بخورد و به زمین بیافتد

و فحش بدهد

تعداد فحش ها که بالا رفت خداوند رحیم است

بجای فحش برای ما فاتحه حساب میکند.

فاتحه هم حساب نشود ،

فحش هارا فاکتور میزنیم

و هزینه اش را از مسئولش میگیریم

روی سنگ قبرم بنویسید زبانش تند (رک) بود چون اهل چاپلوسی نبود

این دنیا چاپلوسی نکردیم

لااقل آن دنیا فاکتور زبانمان را بیشتر میزنیم تا هزینه اش را بگیریم

 

 

روی سنگ قبرم بنویسید

                               عاشق مرد ، هرکس دوست دارد به خود بگیرد

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
ممد نبودی !!!
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۳/٤
 

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
ثانیه
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/۱٠
 

روز ها میگذرند بی انکه ثانیه ای جلو برود .

ثانیه ها هم ، دیگر توان راه رفتن ندارند.

قرار است با کمک هم، کم کم  راه برویم تا به روز ها برسیم.

و بقول بعضی ها 

امروز هم گذشت کسی ما را نکشت


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
سواد نم کشیده
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
 

دبستان بودم بعضی وقتها با بچه ها محله پای سخنرانی شخصی مینشستیم  . الان که فکر میکنم چه چیزایی در مورده بهشت میگفت خندم میگیره .میخواست مردم رو دعوت کنه به کاراهای خوب .مثلا میگفت : آقااااااااااااا  مرغای بهشت که ایجوری نیستند، اونجا مرغ هست  به اندازه شتر .شما اراده کن مرغه که میریزه به پات .رودخانه ها همه پر عسل و  از این جور تعریف ها از بهشت زیاد میزد.(1)

شروع کرد به حرف زدن فکر کنم جوری وضع جامعه رو تعریف کرد که فکر میکردی اگر از در کلاس بری بیرون وارد صحرای سینا میشی و چند لحظه دیگر ایران منفجر میشه .به چبزی تو مایه های سومالی و بعد شروع کرد به تعریف از اروپا که اونجا دیگه کارگر نیست و شما دیگه حقوق مادام العمر میگیری .الان تو اروپا بیکار نیست و تو اروپا مشکلاته اقتصادی نداریم و...  (2)

(1) تعریف از بهشت میکرد که بگوید کار خوب کنید تا به بهشت یروید

(2) این همه تعریف برای این بود که مارو به کارآفرینی دعوت کنه . بعد از شنیدن این حرف ها به جا اینکه حس کارافرینیت بره بالا حس ناامیدی به ادم دست میداد


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق ع) مبارک
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٢
 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
کاندید یا کاندیدا
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٥
 

در شهر های بزرگ معمولا مردم به موضع گیری  های اشخاص  در مورد عمل ها و عکس العمل ها توجه میکنند و  تقریبا بر اساس اون رای میدهند و  معمولا عضو فلان حزب بودن در درجه دوم قرار میگیرد .

بعضی ها کلا منتقد هستند بعضی ها کلا وکیل

اشخاص جدیدی که میخواهند رای بیاورند یا باید مسئولیتی داشته باشند یا از طرف حزب ها معرفی شوند تا دیده شوند

در شهرهای کوچک استان ها معمولا همچین چیزی نیست .دعوا سره بزرگ و کوچک بودن شهر ها و روستا هاست .کاندیدا معمولا رگ نژادی یک روستا را چنان بالا میبرند که روستایی محترم فکر میکند تا یکی دو روز آینده روستایش پایتخت میشود .

هر استان از چند شهر بزرگ نسبت به بقیه تشکیل میشود که بقیه شهر ها زیر مجموعه آن شهر ها هستند .نماینده شهر های کوچک تر  همیشه ادعا دارند که شهرشان نباید زیر مجموعه شهر بالا دست خود باشد  و اگر هم حرف دلشان را بزنند میفهمیم که سودای پایتخت شدن در سر دارند (با جمعیت هزار نفر)

کلا کار گروهی تعطیل

وای به روزی که یک پروژه در شهرشان انجام شود. اگر خوب بود که غرور نژادی فوران میکند و اگر بد بود یر سر شهر بالا دست خود خراب میشوند .

معمولا غرور نژادی هر چه به انتخابات نزدیک تر میشود نمایان تر میشود.

ای کاش یکم غرور ملی جایگزین غرور نژادی میشد.

این غرور نژادی بعضی موقع ها هم کارساز بوده و کارهایی صورت گرفته .

تا جایی هم  قابل تحمل که با بیل و کلنگ به جون همسایه نیافتید

یعنی

نماینده شهر به خاطر پنالتی اشتباه که بر علیه تیم شهرش گرفته شده در حال جمع کردن امضا برای استیضاح وزیر ورزش است.

 

فقط وقتی رگ غیرت ملی مان گل میکند که قرار است به مسلمان های دیگر کمک شود . آن موقع میگوییم.

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .

یکی نیست تعریف کند خانه کجاست مسجد کجا؟

 

پانوشت:

در جایی خواندم

کاندیدا یعنی نامزد

کاندید یعنی احمق

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
مصیبت العظمی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٧
 

اول ترم : این ترم باید از الان  شروع کنم  همراه با مبحث استاد کتاب های  مرتیط با اون درس رو هم مطالعه کنم.

اواسط ترم : اوه اوه، شروع کنم به مطالعه  درس های گذشته . شب امتحان که نمیرسم این همه بخونم

نزدیک امتحان : وای چند روز دیگه امتحانه هیچی نخوندم.

روز مصیبت : خدایا کمکم کن که استاد کمکم کنه .

موقع دیدن نمره

حالت اول : دانشجو با حالت عصبانیت دهان را باز کرده و کلماتی را همانند گفتار تماشا گران نثار روح استاد میکند

حالت دوم : این حالت بسیار نادر است - در این حالت دانشجو دست ها را بالا برده و از درگاه الهی توفیق روز افزون را برای حضرت استاد عاجزانه درخواست میکند 

همکلاسی : نمره ات چند شد ، قبول شدی

.... : آزه بابا ، نامرد چند نمره ازم کم کرده

.........

ترم جدید : روز از نو نمره از نو

------------------

یعد از تحریر

انتقال قدرت جاسبی کبیر به   جناب دانشجو را به عموم ملت آزاد دوست تیریک و تسلیت عرض میکنم.

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
آبروی خودت رو ارزون فروختی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٢
 

بلـــــــــــــــــــــــــــه

شما درست درس رو بخونید من نمره رو کامل میدم.

بیست نمره امتحان

سه نمره پروژه

پنج نمره کنفرانس

-این که شد بیست و هشت نمره

بله .شما انجام بدید من بیست و هشت میدم

-عمرا (توی دلم )

-----

چند شب قبل از اعلام نتایج

رییییییییییییییینگ ریییییییییینگ

سلام صادق

شنیدی فلانی زنگ زده به یکی از بچه ها که بیا پیشم

اونم رفته .

طرف گفته نمره ت پایینه یکم سره کیسه رو شل کن نمره بدم

-داری دروغ میگی

نه به خدا

-یعنی اینقدر تابلو ئه .

-از کجا شماره هارو گیر اورده

بعضی وقت ها شماره ها رو میگرفت و شماره ی خودشو میداد

شماره ی من رو هم داره

-تو این چند روز اگر زنگ زد جوابشو ندی

-من که اگر بندازه هم پول نمیدم .من که خوب دادیم .فوقش دو - سه  نمره هم از من غلط پیدا کنه

-مگر نگفت از بیست و هشت نمره ست .مگر اینکه هشت نمره هم پر

- اگر هم نمره نده بالاخره نمیتونه بندازه دیگه

آره والا ،حالا من شاید رفتم پیشش ببینم چی میخواد

-خریت نکنی .نری اونجا.

- این عوضی که هم حقوقه کارمندی میگیره و هم تدریس میکنه

نه یه سری بهش میزنم شاید بیست کرد نمره من رو

-تو که گفتی خوب دادم

اره ولی بیست نمیشم

-نرو سمتش .رو بهش بدی پس فردا میاد تو روت میگه پول بده.

باااااااااااشه

-----------------

-چه خبر

رفتم پیشش

برگمو جلوم گذاشت گفت پرش کن منم همه غلط هام رو درست کردم بیست میشم .دوازده داده بود.بیشتر میشدم نمیدونم چطوری نمره داده

-مگر نگفتم سمتش نرو

-حالا چقدر گرفته

پونزده هزار تومن

-واقعا

اره

-خاک بر سرش . ابروی خودشو کم میفروشه

حساب کن از چندتا دانشجو میتونه پول بگیره ؟ 

-ما که مدرک نداشتیم ولی باید یه کاری میکردیم که دیگه همچین کاری نکنه.

برات متاسفم

نه این جوری نون بری . براش مشکل ایجاد میشه

-کدوم نون بری. نون اینجوری بخوره تو سرش

-احتمالا هرکی اختلاس میکنه دادگاه باید ببخشتش چون نون طرفو بریده 

--------

چند وقت بعد . پیشه یکی از استاد ها که موضوع رو میدونست

-استاد شما که میدونستی یه جوری بهش میفهموندی که دیگه این کارو نکنه

میخواستم ولی پشیمون شدم . مدرک که نداریم . ضمنا نون بری نمیکنم

-کدون نون بری .این داره ابروی اسم شما رو میبره و رشته ی ما .نمیگن که فلانی این کارو کرد میگن فلان استاد این کارو کرد .طبق معمول جامعه ی ما هم میگن کل استادا اینجورین 

اون دانشجویی که برای هر واحد اونقدر پول میده چیکار باید بکنه باید پول نده تا بیافته

-اگر 4 نفر بهش پول نمیدادن الان اینقدر رو نداشت .اگر یکی از استاد ها میرفت شخصی باهاش صحبت میکرد حداقل ممکن بود دیگه اینکارو نکنه .

-حالا بالاخره یکی تحمل نمیکنه و براش مشکل ایجاد میکنه

-ای کاش یکی از ما اینکارو میکرد

--------------------------

در نیابد حال پخته هیچ خام     پس سخن کوتاه باید والسلام 

----------------------------------------------------------

عیدتون مبارک

 

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
بازگشت همه به سوی اوست حتی شما دوست گرامی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱۸
 

انا لله و ان الیه راجعون

دومین سالگرد ارتحال سیاه نامه از دیار باقی به دیار فانی را به خانواده محترم آن عزیز بدست آمده تسلیت عرض مینمایم.

تولدتان مورده رحمت قرار بگیرد.

از طرف خودش

 

 

 

------------------------------------------------

 رو به سمت نور ایستاده‌ام
دلم برای تک‌تک شما تنگ است
خوب که دقت کنی
کوکِ بریده‌ی باد و
عطسه‌ی بی‌هنگامِ حباب هم
همین را می‌گویند.


دلم به جا نیست
پایم به راه نمی‌آید
هنوز چیزهای بسیاری هست

که دوستشان دارم.

فدای فهمِ ستاره در ظلمتِ بی‌چراغ!


من ... بعد از هزار سالِ تمام حتی
باز روزی مُرده‌ام به خانه باز خواهد گشت
تو از این تنبوره‌زنانِ توی کوچه نترس
نمی‌گذارم شب‌های ساکتِ پاییزی
از هول و ولایِ لرزانِ باد بترسی ...!
هر کجا که باشم
باز کفن بر شانه از اشتباهِ مرگ می‌گذرم
می‌آیم مشق‌های عقب‌مانده‌ی تو را می‌نویسم
پتوی چهار‌خانه‌ی خودم را
تا زیرِ چانه‌ات بالا می‌کشم
و بعد ... یک طوری پرده را کنار می‌زنم
که باد از شمارشِ مُردگانِ بی‌گورش

نفهمد که یکی کم دارد!

                                                                                       سید علی صالحی


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
خواب اصحاب کهف
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٧/۱
 

مدتی ست جناب قذافی  از سوراخی به سوراخه دیگری  فرار میکند تا گیر انقلابیون نیافتند.

 

 

معلوم  نیست تا کی میتونه مخفی بمونه و کی قراره چهره مبارکشو برای انقلابیون رونمایی کنه. شاید هم مثل صدام چندی بعد اونو توی یک چاه با مو و ریش بلند پیدا کنند. یک دکتر بفرستند بالای سرش که بگرده تو ریشهاش که یه موقع بمب اتم توی موهاش جاسازی نکرده باشه.آخرش هم یه محاکمه سوری برگزار کردند که خودشون هم نفهمیدند به چی محکومش کردند و فرستادنش بالا دار  بدونه اینکه ازجنایت های جنگ با ایران از اون سوال بشه.

من باور نمیکنم کسی که ادم ها رو گروه گروه زنده به گور میکرد وقتی امریکا به کشورش خمله کرد حتی یک تیر هم شلیک نکرد (فقط یک موشک زد به پایگاه امریکایی ها توی کویت که احتمالا یکی دیگه زده به اسم اون تموم شد) .من باور نمیکنم اونی که آویزون شد  صدام بوده.

همون بلایی که ظاهرا  سره صدام اومد سر معمر خان هم میاد با این تفاوت که ناتو و ارتش امریکا دنبالش نیستند و انقلابیون دنبالش هستند و اگر گیرشون بیافته احتمالا قلفتی پوستشو میکنن.

جالب میشه اگر یک نفر که بیش از 30 سال ناپدید شده پیدا بشه . جالب میشه وقتی که ایشون رو پیدا کردن متوجه بشیم که از اتفاقات 30 سال خبری نداشتند . حالا کی میخواد توضیح بده ..... کی به کیه ...

بعد ار یک مدت که از آزادی گذشت میگن : این خودشو اسیر جا زده اصلا اسیر نبوده

یک عده میگن : کی گفته تو لیبی بوده  تو ایران بوده الکی گفتن لیبی . میگن :......

 

شاید هم مثل اصحاب کهف از خدا بخواد که اونو بخواب ببره تا ......

 

یادم نمیاد کسی رو که زمانه بیش تر از 30 سال  در زندان بوده . اگر درست گفته باشم ماندلا 27 سال را در زندان گذرانده که در چند مقطع بوده . خودمون هم یک فرمانده  اسیر داشتیم به نام لشکری که بعد از 17 سال اسارت با بیش از 3000 عراقی تعویض شد و برگشت .اما قدرش را ندونستیم و پرید.

 

پا نوشت : ...

 

 

 

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
علی مع الحق
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٥/۳٠
 

 

 

می خواهم دلت آرام بگیرد


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
مقدمه
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٥
 

بسم الله الرحمان الرحیم

عهد کردم چونکه بردم نام او     باز گویم رمزی از انعام او


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
سکوت
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٢
 

اگر مردم دنیا به اندازه علمشان حرف می زدند دنیا چه سکوتی می داشت!!!!!!!

اگر مردم دنیا به اندازه علمشان حرف میزدند ,همراه اول ، ایرانسل و مخابرات  ورشکست میشدند.


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
ایران
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱۱/٢٢
 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
این روز ها همه غر میزنند شما چطور
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/٦
 

این روز ها همه مومن شدند و تفسیر میــکنند.هر کس سازی میزنند و دیگران به ساز آن حرکات موزون انجام میدهد دیروز گیــــــتارمیزدند و امروز طبل میزنند  دیروز سنتی میخواندند و امروز هوی متال میخـــوانند دیروز میگفتند هااااااااااای امروز میگویند هی یو دیروز میگفتتند ما با شماییم امروز میگویند شما با ما باشید دیروز میگفتند ما بیشماریم امروز میگویند ......... خودتان انتخاب کنید با هر کس میخواهید باشید.این روز ها همه غر میزنند شما چطور


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
سلمان
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/٢
 

طبق معمول توی مهمونی ها  خانمها یه طرف میشینن و غیبت میکنن .آقایون هم که میشینن و ازاقتصاد شروع میکنند و به سیاست میرسن (همه هم ید طولایی تویه این امر دارن)  اولش هم شروع میکنند از بدی روزگارو سختی معاش وما بد بختیم و اه و اوه و ........ (حالا همشون با 206 و پرشیا به بالا اومدن مهمونی)

خلاصه توی یکی از بحث ها یکی گفت شنیدی فلان خواننده مسلمان شده .  گفتیم ایول  .یکی گفت توی اروپا سالانه چندین هزار نفر مسلمان میشن . یکی هم که همیشه ساز مخالف میزد گفت این رو هم بگو که سالانه چندین  مسلمان دینشان راعوض میکنند.

        چند روز پیش توی یکی از وبلاگ ها  یکی از پست های قدیمیشو خواندم که درباره خواننده زن فرانسوی بود که مسلمان شده بود به نام دیامز. جالب بود این چندمین باره که شنیدم یه خواننده معروف مسلملن شده.که از جمله این افراد کت استیونس یا یوسف اسلام  که یکی از خواننده های معروف وبنام قدیمی بریتانیایی است . سیاستمدار مشهور فرانسوی روژه گارودی  یا ادواردو آنیلی (پسر  ثروتمند ترین خوانواده ایتالیا که مالک باشکاه یوونتوس –کارخانه های فیات . فراری و...  که سال دوهزار کشته شد ) و فردی دیگر که پدرش به سلطان شراب اروپا معروف ست وپسر سارکوزی(آخریو از رادیو شنیدم) و............

       حالا میتونیم بگیم که افراده مشهوری که از اسلام خارج شدند  چه کسایی بودند . جز ابله هایی مثل سلمان رشدی که از طرف صهیونیست ها پشتیبانی میشه . (بعضی ها هم میگن از کجا معلومه اون خواننده ها هم از جمهوری اسلامی پول نگرفته باشند –دیدی دیدی دیدی دیدی )   یا اشخاصی که مسلمان زاده بودند و پی بردند که اگر مسلمان نباشند سود مالی بیشتری میبرند.  فقط یه موقع اگر شنیدین شیخ میتی کهروبی مسلمون شده باور نکنید. چون امریکاییها حتما بهش پول دادن .امریکایی حاضرا سنا رو منحل کنند ولی کسی نگه شیخ با اوناست بنده خدا نمیتونه فارسی صحبت کنه چه برسد به انگلیسی با لهجه امریکایی (مثل اینکه جومونگو زبان اصلی ببینی


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
بهاریه ای پاییزی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٤
 

باز هم بهار همه چیز ســــــــــــــــبز میشه شکوفه میزنه. به دیدن هم میرن  .آجیل میخورن  .غیبت میکنن  میخندند . 3ریال میبینند.

روزگار میگذرد.همه تعطیل هستن حتی جناب دزد همه سفره هفت سین میچینند .ماهی میخریم میوه میخوریم.. همه سبزند .اونم سبز خوش رنگ نه از این لجنی ها. عید هم تمــوم شد .دیگه ریخـــــت این عمو فیروز بیریخت و نمیبینیم . عید هم تموم شد و چیزی بجوز حساسیت شدید برای ما نگذاشت. عید هم تموم شد و گرما شروع شد . قربونت پاییز کی میای تا از این حساسیت و گرما راحت بشیم .تا کسی تو رو به جرم گرمایی بودن به لجبازی متهم نکنه.

                                  بهار 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
بال هایت را کجا گذاشتی ؟
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٥
 

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :

اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی.

پرنده گفت : من فرق درختها و آدم ها را خوب می دانم. اما گاهی پرنده ها

و انسان ها را اشتباه  میگیرم

انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود.

پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟

انسان منظور پرنده را نفهمید، اما باز هم خندید.

پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر

نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست

چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی.

پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از

یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است ،

اما اگر تمرین نکند فراموشش می شود.

پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش

به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش

آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

آنگاه خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید

تو ر ا با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی.

راستی عزیزم، بال هایت را کجا گذاشتی؟

انسان دست بر شانه هایش گذ اشت و جای خالی چیزی را احساس کرد .

آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست!!!!!

عرفان نظرآهاری



 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک