کاندید یا کاندیدا - √ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
کاندید یا کاندیدا
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٥
 

در شهر های بزرگ معمولا مردم به موضع گیری  های اشخاص  در مورد عمل ها و عکس العمل ها توجه میکنند و  تقریبا بر اساس اون رای میدهند و  معمولا عضو فلان حزب بودن در درجه دوم قرار میگیرد .

بعضی ها کلا منتقد هستند بعضی ها کلا وکیل

اشخاص جدیدی که میخواهند رای بیاورند یا باید مسئولیتی داشته باشند یا از طرف حزب ها معرفی شوند تا دیده شوند

در شهرهای کوچک استان ها معمولا همچین چیزی نیست .دعوا سره بزرگ و کوچک بودن شهر ها و روستا هاست .کاندیدا معمولا رگ نژادی یک روستا را چنان بالا میبرند که روستایی محترم فکر میکند تا یکی دو روز آینده روستایش پایتخت میشود .

هر استان از چند شهر بزرگ نسبت به بقیه تشکیل میشود که بقیه شهر ها زیر مجموعه آن شهر ها هستند .نماینده شهر های کوچک تر  همیشه ادعا دارند که شهرشان نباید زیر مجموعه شهر بالا دست خود باشد  و اگر هم حرف دلشان را بزنند میفهمیم که سودای پایتخت شدن در سر دارند (با جمعیت هزار نفر)

کلا کار گروهی تعطیل

وای به روزی که یک پروژه در شهرشان انجام شود. اگر خوب بود که غرور نژادی فوران میکند و اگر بد بود یر سر شهر بالا دست خود خراب میشوند .

معمولا غرور نژادی هر چه به انتخابات نزدیک تر میشود نمایان تر میشود.

ای کاش یکم غرور ملی جایگزین غرور نژادی میشد.

این غرور نژادی بعضی موقع ها هم کارساز بوده و کارهایی صورت گرفته .

تا جایی هم  قابل تحمل که با بیل و کلنگ به جون همسایه نیافتید

یعنی

نماینده شهر به خاطر پنالتی اشتباه که بر علیه تیم شهرش گرفته شده در حال جمع کردن امضا برای استیضاح وزیر ورزش است.

 

فقط وقتی رگ غیرت ملی مان گل میکند که قرار است به مسلمان های دیگر کمک شود . آن موقع میگوییم.

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .

یکی نیست تعریف کند خانه کجاست مسجد کجا؟

 

پانوشت:

در جایی خواندم

کاندیدا یعنی نامزد

کاندید یعنی احمق

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک