سقوط یک فرشته - √ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
سقوط یک فرشته
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/٢٢
 

عید فطر چند  سال پیش بود. با دایی گرامی قصد نماز عید کردیم نماز اون سال در مصلا برگزار میشد.

ما هم که تنبل ، رفتیم نزدیکترین مسجد .

داخل مسجد جا نبود.بیرون مسجد هم که شلوغ بود . از یک حط معین هم جلوتر نمیتونستیم بریم ، چون از حاج اقا جلو میزدیم . همون صف اول خودمون رو جا دادیم.

نماز شروع شد .قنوت اخر کم اوردم ولی بجایه اینکه نماز رو نشسته ادامه بدم یا وزنم رو روی یک پا قرار بدم و پا مو عوض کنم اینکار رو انجام ندادم .

صدا قطع . تصویر قطع

دیگه چیزی متوجه نشدم  

یکی با پا میکوبید توی پشت زانوی من که بتونه  منو بشونه زمین .

 دایی محترم متوجه میشه من در حال سقوط ازاد هستم و قبل از سقوط بر اسفالت  گرامی دست مبارک رو میگیره  ولی نمیتونه من رو بشونه پس با پا میزنه پشت زانوی من تا بشینم.

--------------------- 

عید فطر امسال با تعدادی از فامیل گرامی قصد نماز عید کردیم.

نماز شروع شد قنوت اخر پسر خاله 15 ساله  گرامی بدون چتر سقوط کرد ولی کسی اونو نگرفت 

البته شانس اورد چون افتاد توی کمر یه پیرمرد بدبخت که بعد از اثابت 2 صف رفت جلوتر

ولی انصافا اون پیرمرد خوب تونست حالت خودشو حفظ کنه .من همین جا از طرف پسرخاله از اون مرد حلالیت میطلبم.(هرچند نمیدونم کیه )

 

 

پانوشت : وقتی تو نماز خسته میشین بشینید (نماز صبح رو نمیگم)

چون سی روز روزه میگیریم معمولا کسی قبل از نماز چیزی نمیخوره که اگر یک خرما میخوردیم این سقوطه بدون چتر انجام نمیشد.

به بچه ها هم قبل از نماز بگید که اگر خسته شدید نماز رو نشته ادامه بدید.

آدم خوبه حداقل توی نماز سقوط کنه نه جایی دیگه که خودش هم متوجه نمیشه.

 این نماز عید نمیدونم چیه که اگر هرسال هم سقوط کنم سال بعد اگر زنده بودم میرم .

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک