شوک - √ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
شوک
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٩
 

آب آکواریم خیلی کثیف بود .خیلی وقت بود آبش رو عوض نکرده بودم .چند روز پیش هم یکی از همسایه ها که از زنده موندن ماهیه عیدشون خسته شده بود ماهیهاشون رو اورد انداخت توی اکواریوم ما (آخه یکی نیست بگه اکواریوم جای ماهی قرمزه )

ماهی ها رو در اوردم گذاشتم توی سطل تا اب اکواریوم رو عوض کنم و  24 ساعت بمونه تا کلر آب از بین برود .روی سطل هم سینی کذاشتم تا ماهی ها خودکشی نکن .

صبح که بیدار شدم رفتم سراغ ماهی ها .  سینی از روی سطل افتاده بود .دقت کردم ، متوجه شدم 2 تا ماهی کمه (ماهی قرمز) .پشته سطل رو نگاه کردم ماهی ها اونجا بودن ، معلوم بود خیلی وقته افتادن بیرون چون پولک ماهی ها خشک بود و محکم به موزاییک چسبیده شده بودند .ماهی ها رو از زمین براشتم تا بندازمشون توی سطل آشغال  ،نگاه کردم به دهنشون تا مطمئن بشم مردن.هیچی واقعا مرده بودن .میخواستم اونا رو پرتاب کنم توی سطل اشغال به دستم چسبیده بودن .اونا رو گذاشتم زیره لوله .

یک دفعه ماهی ها شروع به حرکت کردند .

ماهی ها دوباره حرکت کردند.

سرشون رو گرفتم زیر آب تا سیر اب بخورن ، اب که خوردن انداختمشون توی اکواریم ! ظاهرا خیلی تشنشون بود !

 

 

..............

پانوشت : این داستان واقعیست.

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک