منِ سرمست ز میخانه کُنم رو به خدا - √ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
منِ سرمست ز میخانه کُنم رو به خدا
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱
 

باد نوروز وزیدست به کوه و صحرا

جامه عید بپوشید چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نَبُود راه به دوست

نازم آن مطربِ مجلس که بُوَد قبله نما

صوفی و عارف از این بادیه دور افتادند

جام می گیر ز مطرب که روی سوی صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

منِ سرمست ز میخانه کُنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنی و درویش

یارِدلدار ز بتخانه دری را بگشا

گر مرا ره به در پیر خرابات دهی

به سر و جان به سویش راه نوردم، نه به پا

سالها در صف ارباب عمائیم بودم

تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک