√ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
سواد نم کشیده
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
 

دبستان بودم بعضی وقتها با بچه ها محله پای سخنرانی شخصی مینشستیم  . الان که فکر میکنم چه چیزایی در مورده بهشت میگفت خندم میگیره .میخواست مردم رو دعوت کنه به کاراهای خوب .مثلا میگفت : آقااااااااااااا  مرغای بهشت که ایجوری نیستند، اونجا مرغ هست  به اندازه شتر .شما اراده کن مرغه که میریزه به پات .رودخانه ها همه پر عسل و  از این جور تعریف ها از بهشت زیاد میزد.(1)

شروع کرد به حرف زدن فکر کنم جوری وضع جامعه رو تعریف کرد که فکر میکردی اگر از در کلاس بری بیرون وارد صحرای سینا میشی و چند لحظه دیگر ایران منفجر میشه .به چبزی تو مایه های سومالی و بعد شروع کرد به تعریف از اروپا که اونجا دیگه کارگر نیست و شما دیگه حقوق مادام العمر میگیری .الان تو اروپا بیکار نیست و تو اروپا مشکلاته اقتصادی نداریم و...  (2)

(1) تعریف از بهشت میکرد که بگوید کار خوب کنید تا به بهشت یروید

(2) این همه تعریف برای این بود که مارو به کارآفرینی دعوت کنه . بعد از شنیدن این حرف ها به جا اینکه حس کارافرینیت بره بالا حس ناامیدی به ادم دست میداد


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک