√ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
ای حیات با تو وداع می کنم
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢۳
 

 ... ای حیات با تو وداع می کنم ، با همه زیبائیهایت ، با همه مظاهر جلال وجبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان وغم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم . ای پاهای من ، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آئید ، اما من آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، بسرعت تصمیمات و طرح هایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها و نقشه ها و امیدها و مسئولیتها را به سرعت به هر نقطه دلخواه برسانید .

در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که این آخرین لحظه را به بهترین وجه ادا کنید . ای پاهای من سریع  وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی و دقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، تا چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش به شما قول می دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من ، چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم ....

دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

 خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم و از وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه بگیرد .

خدایا ترا شکر میکنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است می توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید ."

 

مصطفی چمران ، لحظاتی قبل از شهادت

 

 

 

 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق ع) مبارک
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٢
 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
کاندید یا کاندیدا
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱٥
 

در شهر های بزرگ معمولا مردم به موضع گیری  های اشخاص  در مورد عمل ها و عکس العمل ها توجه میکنند و  تقریبا بر اساس اون رای میدهند و  معمولا عضو فلان حزب بودن در درجه دوم قرار میگیرد .

بعضی ها کلا منتقد هستند بعضی ها کلا وکیل

اشخاص جدیدی که میخواهند رای بیاورند یا باید مسئولیتی داشته باشند یا از طرف حزب ها معرفی شوند تا دیده شوند

در شهرهای کوچک استان ها معمولا همچین چیزی نیست .دعوا سره بزرگ و کوچک بودن شهر ها و روستا هاست .کاندیدا معمولا رگ نژادی یک روستا را چنان بالا میبرند که روستایی محترم فکر میکند تا یکی دو روز آینده روستایش پایتخت میشود .

هر استان از چند شهر بزرگ نسبت به بقیه تشکیل میشود که بقیه شهر ها زیر مجموعه آن شهر ها هستند .نماینده شهر های کوچک تر  همیشه ادعا دارند که شهرشان نباید زیر مجموعه شهر بالا دست خود باشد  و اگر هم حرف دلشان را بزنند میفهمیم که سودای پایتخت شدن در سر دارند (با جمعیت هزار نفر)

کلا کار گروهی تعطیل

وای به روزی که یک پروژه در شهرشان انجام شود. اگر خوب بود که غرور نژادی فوران میکند و اگر بد بود یر سر شهر بالا دست خود خراب میشوند .

معمولا غرور نژادی هر چه به انتخابات نزدیک تر میشود نمایان تر میشود.

ای کاش یکم غرور ملی جایگزین غرور نژادی میشد.

این غرور نژادی بعضی موقع ها هم کارساز بوده و کارهایی صورت گرفته .

تا جایی هم  قابل تحمل که با بیل و کلنگ به جون همسایه نیافتید

یعنی

نماینده شهر به خاطر پنالتی اشتباه که بر علیه تیم شهرش گرفته شده در حال جمع کردن امضا برای استیضاح وزیر ورزش است.

 

فقط وقتی رگ غیرت ملی مان گل میکند که قرار است به مسلمان های دیگر کمک شود . آن موقع میگوییم.

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .

یکی نیست تعریف کند خانه کجاست مسجد کجا؟

 

پانوشت:

در جایی خواندم

کاندیدا یعنی نامزد

کاندید یعنی احمق

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک