√ سیاه نامه

√ سیاه نامه

سمفونی ســـــیاه مشق های یک صادق

 
بهاریه ای پاییزی
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٤
 

باز هم بهار همه چیز ســــــــــــــــبز میشه شکوفه میزنه. به دیدن هم میرن  .آجیل میخورن  .غیبت میکنن  میخندند . 3ریال میبینند.

روزگار میگذرد.همه تعطیل هستن حتی جناب دزد همه سفره هفت سین میچینند .ماهی میخریم میوه میخوریم.. همه سبزند .اونم سبز خوش رنگ نه از این لجنی ها. عید هم تمــوم شد .دیگه ریخـــــت این عمو فیروز بیریخت و نمیبینیم . عید هم تموم شد و چیزی بجوز حساسیت شدید برای ما نگذاشت. عید هم تموم شد و گرما شروع شد . قربونت پاییز کی میای تا از این حساسیت و گرما راحت بشیم .تا کسی تو رو به جرم گرمایی بودن به لجبازی متهم نکنه.

                                  بهار 

 


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
منِ سرمست ز میخانه کُنم رو به خدا
به قــــلم : محمدصادق - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱/۱
 

باد نوروز وزیدست به کوه و صحرا

جامه عید بپوشید چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نَبُود راه به دوست

نازم آن مطربِ مجلس که بُوَد قبله نما

صوفی و عارف از این بادیه دور افتادند

جام می گیر ز مطرب که روی سوی صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

منِ سرمست ز میخانه کُنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنی و درویش

یارِدلدار ز بتخانه دری را بگشا

گر مرا ره به در پیر خرابات دهی

به سر و جان به سویش راه نوردم، نه به پا

سالها در صف ارباب عمائیم بودم

تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا


 
comment پاکت نظرات ()
 
 
 



پیامک